|
|
|
یک عشق و یک دروغ |
|
سلام دوستای خوبم این متن آهنگی از یاس عزیز،وقتیکه من گوش کردم یکی از بدترین خاطراتم برام زنده شد... سلام... سلام عرض شد... بفرما؟ ببخشید واسهُ این آگهیتون مزاحمتون شده بودم خواستم اگه بشه اینجا استخدام بشم. مدارکتونو آوردید؟ بله بفرمایید. کامله؟ کامله،مدارک همش کامله... سابقه کار؟ والله سابقه کار،سابقه کاری که ندارم من... نمیشه که آقا جون سابقه کار باید داشته باشی. خوب،آخه چیکار بکنم،من الان هرجایی که رفتم به من میگن باید سابق کار داشته باشی.من نمیدونم از یه جایی باید شروع کرد. من شرمندم سابقه کار باید داشته باشی. خوب آخه بالاخره شمام ببینید من الان بیکارم...دارم...نمیدونم چیکار باید بکنم... مشکل من نیست بفرمایید،سر راه وایستادید بفرمایید. تورو خدا یه توجهی بکنید... شرمنده حرکت کن بفرمایید. هــــــــــــــــاه باشــه آخه بابا باغت آباد منو درکم کن نگو جلو راه وایستادی آقا حرکت کن تو اینجا نشستی واسه اینکه جوابمو بدی پایین و نگاه نکن چشم پر از آبمو ببین اگه نیازمند بودی تو هم میشدی یه کنه ببین اسم بد شانس روی پیشونیه منه اعصبانیم یه زلزله ی ده ریشتره توم چرا اون با یقه ی بسته و ته ریش بره تو همینا میتونه جوونای مارو پیر کنه حدس زدی یه روزی پیشش کارت گیر کنه تاکه میرسه به منه بدبخت آواره میگی الان نه باشه بعد،وقت ناهاره بیا یه کاره خیری بکن توی روزت امضا تو نمیخوام بزارم توی موزه نگو مدارکت ناقص تو فردا بیا همه چیزو کامل کن و بعد وردار بیا واسه استخدام دقت کن به ضابطه ها باید داشته باشی پنج سال سابقه کار نمیخوام داد بزنم الکی شلوغ بکنم بگو پنج سال و من از کجا شروع بکنم منو داری می بینی که از این زمونه سیرم ،از همه جا بریدم و یه جوونه پیرم ، کوله بارمو می بندم و شبونه میرم،بخاطر تو دیگه کارم تمومه بی رحم بیدار شدی میخوره به سرت هوای صبح توی روزنامه بخون صفحه ی حوادث و ببین مادری که دخترش رو کشته بود بعد خودشو پرت کرد از پشتبوم میگی چه مادر بیرحمی،چه روزگاری؟ چیه خراب شد اول روز کاریت اگه دقت کنی با کمی ریشه یابی می فهمی که حتی یه مادرم میشه یاغی اون مادر ایکاش باز زنده میشد واست تعریف میکرد داستان زندگیشو روزی که خداوند دخترش رو هدیه میکرد مادر داشت از خوشحالی داشت گریه میکرد با وجود پدری که هنوز بیکار بود،دمه بیمارستان نشسته و سیگار دود،میکنه و بدهیا هر روز قد میکشه،مرد دور آگهیا همش خط میکشه بند امیدش به آینده ها پاره شد باخت،آخر سرم خیابونا کارشو ساخت قاتل تویی خدا ببخشه گناهاتو،حالا برو بخون مجله ی گل آقاتو منو داری می بینی که از این زمونه سیرم ،از همه جا بریدم و یه جوونه پیرم ، کوله بارمو می بندم و شبونه میرم،بخاطر تو دیگه کارم تمومه بی رحم چیه فکر میکنی حالا که تو پشته میزی از ما بالاتری،یعنی تو گشنه نیستی طوری صحبت میکنی انگارکه داری الان،تراولاتو میکنی پشت نویسی خیلی شده که یه جوون جلوی تو ظاهر بشه یه جوونه تحصیل کرده که مسافر کشه اینهمه سال زحمت کشیده واسه کاری که فردا با روی سفید بره خواستگاری دیگه خودتم میدونی اینه گفته عقل باید با پول بشینی سر سفرهُ عقد وتوی پول چیزی به اسم وفا گمه،گذشت وقتی که میگفتن مهم تفاهمه فقط ضربیات تو همه چیز رو خراب میکنه،بعد عشق از پنجره فرار میکنه بابا باغت آباد منو درکم کن نگو جلو راه وایستادی آقا حرکت کن منو داری می بینی که از این زمونه سیرم ،از همه جا بریدم و یه جوونه پیرم ، کوله بارمو می بندم و شبونه میرم،بخاطر تو دیگه کارم تمومه بی رحم
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 0:11 توسط ماتینا
|
غصه نخــــــــور به یادش دیگه تمــــــــومه کارش دیــــــدی خواست و خودش رفـــــــت تـــــــــــــــــــــو دیـــــــــگه بـــــــــی خــیالش دیـــــدی رفت و تنهــــــــــــات گذاشـت بـــــــــا یــــــــــــه دنیـــــــــــا غـــــــــــــــــم جـــــــات گذاشت آخـــــــــه اون نمیــــــــــــاد... اصلاُ تـــــــــــــو سیـنــش دل نـــــــداشـــــــت اون بـی وفــــا غرورتو شکست و رفت اون بــی خــــــــــــدا منـــــــــو گذاشت با غــــم،رهــــــــــا دل سنــــــــگ اون بـــــی وفــــــــــا دل من دل من دل من دل من وااااااااااااااااااااای دل من حالا به یادش تــــــــک وتنهــام من نشستم با ایــــن غمهــــــام به یـــــــــاد اون روز می خونم از تـــه دل تــو ایـــن شبهـــا اون که به من میگفت:بــــا مــن میمونــه تــــا همیشـــــــــه میگفت:هیچــــــــی نمی تـــــونه باعــث جـــدایمــون بشــــــه دل من دل من دل من دل من وااااااااااااااااااااای دل من الهــــــــی کــه خـــوشبخـــت بشـــــه اینـــــــه دعـــــــای مـــــن بــــــراش شـــــــــایــــــــــد خجــــــــالــــــت بکشـــــــه اون دل سنگ بی وفـــــــــــــاش دل من دل من دل من دل من وااااااااااااااااااااای دل من
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 23:57 توسط ماتینا
|
تقدیم به عطایی که تمام دنیای من بود چقدر سخته عاشق کسی باشی که همونی که می خواهیه تمام دنیات باشه کسی که دستت رو گرفته تو رو همراهی کرد ، که از تاریکی رد بشی و به روشنایی برسی کسی که دستای سردت رو با دستای گرمش گرم کرده کسی که با محبتاش قلبت رو به طﭘش انداخته کسی که وقتی که باهاش هستی صدای ضربان قلبت شنیدنییه کسی که گونه های بی رنگت رو با بوسه هاش سرخ کرده کسی که با آرامش دادن بهت و همنفسی هاش ، نفسهای بریده تو جون دوباره داده کسی که وقتی تو آغوششی مثله اینکه به یه کوه استوار تکیه کردی ببین چقدر سخته از تو گذشتن عطا ولی جون بهت قول دادم ازت میگذرمو میرم ولی عطای عزیزم اسم و خاطره ی تو ، تو بهترین و قشنگترین جای قلب و ذهنم حک شده و تنها زمانی خاطرات شیرینت فراموش میشه که دیگه نباشم ولی بزار یه چیزی بهت بگم دیدی قابل باورکردن نبودی... دیدی توام معنی عشق رو نمی دونستی و منو مثل یه برگ ﭘاییزی زیر ﭘات خرد کردی. هنوزم باورم نشده کاری که باهام کردی. اینم آهنگ حمید عسگری که بهت گفتم مثل رابطهُ ماست با این تفاوت که من مثل دختره نیستم.دیدی تو رفتی منو یادت نمیاد گفتی توام مثله منی از یه شکسته عاشقونه اومدی گفتم دیگه گریه نکن عزیز من خوش اومــــــــــــدی گفتی که از گذشته هام چیزی نﭘرس روزای خوبی رو نداشتم گفتم دیگه گذشته ها تموم شده اون روزا که منو نداشتی گفتم دیگه بارون گریه هات بسه زندگی یک نفسه ازین به بعد یکی واست دلواﭘسه یه عمر برات همنفسه حالا که گریه رو از چشات گرفتم بغضو از صدات گرفتم غمو از دلت ربودم رفتی تویه تارو ﭘودم منو یادت نمیاد حالا که دل به هیچکسی نبستم روزی صد دفعه شکستم بدی هاتم ندیدم غماتو به جون خریدم منو یادت نمیاد حالا که صدات برام یه آشناس حالا که نمیدونم دلم کجاست اینکه رسمه عاشقا نیست میدونی دیگه اسم من و تو رو زبوناس حالا که گریه رو از چشات گرفتم بغضو از صدات گرفتم غمو از دلت ربودم رفتی تویه تارو ﭘودم منو یادت نمیاد حالا که دل به هیچکسی نبستم روزی صد دفعه شکستم بدی هاتم ندیدم غماتو به جون خریدم منو یادت نمیاد از دوست عزیزم نوکیا ۵۳۱۰ می خوام جواب نظرش رو حتما بخونه چون برام ایمیل و بلاگش رو نداده بود اینجا جوابش رو دادم تو نظرات جوابش رو بخون ممنون بای
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:52 توسط ماتینا
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:16 توسط ماتینا
|
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی هم به تو عشق بورزد،اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد و پس از تنهاییت،نفرت از کسی نیابی، آرزومندم که اینگونه پیش نیاید،اگر هم پیش آمد،بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی. برایت هم چنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،از جمله دوستان بد و نا پایدار،برخی نا رفیق و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد. چون زندگی بدین گونه است،برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،نه کم و نه زیاد،درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا این که بیش از حد به خودت غره نشوی. همچنین آرزومندم مفید باشی،تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد. همچنین،برایت آرزومندم که صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند،چون این کار ساده ای است،بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند و با کاربرد درست از صبوری ات برای دیگران نمونه شوی. و امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل،رسیده نشوی و اگر رسیده ای ،به جوان نمایی اصرار نورزی و اگر پیری،تسلیم ناامیدی نشوی،چراکه هرسنی خوشی و ناخوشی خودش را داردولازم است بگذاریم در ما جریان یابد. امیدوارم سگی را نوازش کنی،به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک قناری گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهی اش را سر می دهد. زیرا به این طریق احساس زیبایی خواهی یافت. امیدوارم که دانه ایهم بر خاک بفشانی،هرچند خرد بوده باشد و با روییدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. به علاوه،آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی وبرای اینکه سالی یکبار پولت را جلوی خود بگذاری بگویی:"این مال من است"فقط برای این که روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است! ودر پایان،اگر مرد باشی،آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی،شوهر حوبی داشته باشی که اگر فردا خسته یا پس فردا شادمان باشید. بازهم از عشق حرف بزنید تا زندگی را از نو آغاز کنید.
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 0:1 توسط ماتینا
|
تو لحظه های بی کسیـــــم کسی به دادم نرسیــــــد آی آدما خستــــــــــــه شدم دعـــــــــا کنید می خوام بــــرم خدایا چـــــــــرا نیستی؟ چــــــــرا صدامـــو نمی شنوی؟ خدایـــــا دیگه بسه... بریـــــــــدم... چقدر التمـــاست کنـــم؟ به جایی رسوندیــم که به همه دارم میگم... بــــرام آرزوی مـــــرگ کنـن... خدایــــا از این دنیات خیری ندیدم... جزء اینکه یه کوله بار سنگین به دوش بکشم... خدایــــا حداقل بگـــــــــو پیش کی برم ... که تو قبولش داشته باشی؟؟؟؟؟؟ به پاش بیفتم... التماسش کنـــــــــم که تورو راضی کنـــه... اینو خوب میدونم که اونورم که بیام همین وضعیته... ولی حداقل دیگه تموم شده... به خونه ی آخر رسیدم خدایــــــــا ببخشید که بازیکن خوبی تو بازیه زندگی نبودم... حالا که نبودم حذفم کن... جای من بازیکنای خوب بیـــــــار... خدایــــــــا اگه صدامو م بشنوی،هیچی از بزرگیت کم نمیشه... آرزومو به بابا گفتم نشنید... به مامان گفتم:گفت خدا نکنه... به هرکی گفتم:فقط خدا نکنه شنیدم... خدایــــــــــا دلم داره می ترکــــــــه... خدایـــــــــا اقدر دلتنگ شدم که می خوام از همه ی اونایی که دوسشون دارم... خداحافظی کنم خدایـــا نکنه می خوای خودکشی کنم که خوشحال بشی ؟ بگی دیدید اینم کم آورد... ولی نــــــــــه اینکارو نمی کنم... انقدر می گــــــــــم تا بدی... بـــــایـــــد بدی... مگه رحمـــــــــان رحیــــــــــــم نیستی؟ آرزومو برآورده کن
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 0:11 توسط ماتینا
|
امشب هم یکی از اون شباست که کلی دلم سنگین شده، سرم سنگین و نفسم بریده شده، انگار دیگه دلم عادت کرده، عادت کرده که دایما بگیره و راه نفسم رو تنگ وتنگتر کنه... این آهنگ امشب همدمم شده اشک چشمام میباره،سینه دلتنگی داره دوری از خاتون عشق درد سنگینی داره رفت و اما چی بگم ،دنیا خاکستری شد دل شکسته در غمش،مرغکی بستری شد حالا ای همسفرا،اون کجا و من کجا غم دنیا ماله من،خوشی هاش ماله شما من با این حسرت و آه،من با آواره بلا اشک دنیا ماله من،خنده هاش ماله شما اونکه با خوب وبدم منو دوست داشت دیگه رفت تا جدا بودم از اون چشم به در داشت دیگه رفت آخه ای سنگ صبور باز تحمل چه جوری؟ با قده خم شدهام تاب مشکل چه جوری؟ حالا ای همسفرا،اون کجا و من کجا غم دنیا ماله من،خوشی هاش ماله شما من با این حسرت و آه،من با آواره بلا اشک دنیا ماله من،خنده هاش ماله شما آخه ای خاتون عشق بعد تو با کی بگم واسه خوب و واسه بد گوش به حرف کی بدم؟ تو بگو باز تحمل چه جوری؟ با قده خم شدهام تاب مشکل چه جوری؟ دیگه ای سنگ صبور واسه من اشکی نریز دیگه اون خاتون بر نمی گرده عزیز منو بغض بی کسی مونده در غربت شب رفته تا عمق عذاب خسته پا و تشنه لب روی زخم سینه ام آخه ای خاتون عشق تو بیا به خواب من نقش چشماتو بکش التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــا
+
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 2:9 توسط ماتینا
|
توی خلوت پر از هم همه ام،که صدایی به صدا نمی رسه اگه می تونی منو دعا بکن، من که دستم به خدا نمی رسه آسمونا ارزونیه پرنده هات،جای آسمونا یه قفس بده همه ی دارو ندارمو بگیر،هرچی بودمو دوباره پس بده واسم هیچ راهی به مقصد نرسید من هزارو یک شبه معطلم،تا ته جاده ی دنیا رفتمو بازم انگار سر جای اولم،چرا دنیا با تمام وسعتش مرهمی برای زخم من نداشت پای هرچی که دویدم آخرش،حسرت داشتنشو تو دلم گذاشت سر رو شونه های سنگ روزگار،قدر این فاصله هق هق میکنم دارم از ثانیه ها سیر میشم،دارم از دوری تو دق میکنم پشت خنده های مصنوعی ما،دل به این بغض گلو شکن بده روزگار سردمو ورق بزن دست مهربونتو به من بده گم شدم توی شبی که خودمم، شبی که حتی یه فانوس نداره منو با خودت ببر به روشنی آخه هیچکی مثل تو منو دوست نداره ای لک زده دلم واسه یه همزبون شیشه ی دل همه سنگ شده می دونی دلیله گریه هام چیه؟ آی خدا دلم تنگ شده
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 0:17 توسط ماتینا
|
یه روزی تنهام می زاری حتـــــی تــــــو روی قلبم پا می زاری حتـــــی تـــــو می رسه روزی که بعد باورت میگی داری کم میاری حتـــــی تـــــو می بینم روزی رو که به سادگی ﭘشت پا به آرزوهام میزنی می گذری از من و آخرش فقـــــــــط می شینی و زل توی چشمام می زنی حتــــــی تـــو یه روزی تنهام میزاری و میری حتــــــی تـــو سراغی دیگه ازمن نمی گیری می دونم که بی تو توی تنهایی میمیرم می بازم به نگاه تو از دنیا میــــرم اگه باختــــم اگه سوختـــم اگه تو خودم شکستــــم اگه دیـــدی ، یا شنیـــدی گوشه ای چشمامو بستــــم عشق من ، یادت بمونــه من همیشه با تو هستــم عشق من ، فدای چشات تو رو از جون می ﭘرستــــم
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0:37 توسط ماتینا
|
♥خیلی دلم پر ازت ♥بود و نبود زندگیم ♥یه بار دیگه هستی مو برد ♥باختم،به پای سادگیم ♥یه بار دیگه تنهام گذاشت ♥اونکه چشاش دوسم نداشت ♥اونکه با رفتنش گل گریه،رو تو دلم گذاشت ♥چشمای بی گناه چی شد؟ ♥اونهمه گریه هام چی شد؟ ♥دلی که با من می طپید ♥بی دل و شیدای کی شد؟ ♥دستامو بگیر تو چشمام نگاه کن ♥می خوام با شعله های عشقم ♥مزرعهُ نگاهت رو آتیش بزنم ♥با من بیا
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:52 توسط ماتینا
|
|
خيلی سخته عاشق کسی باشی که روحشم خبر نداشته باشه...
اما خيلی شيرينه که يواشکی عاشقانه نگاهش کنی...